تبليغاتX
alone girl ... BOSE

برای او

یک پنجره برای دیدن

یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن

یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی

در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد

و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ

یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را

از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد

یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*

*ـــــــــــــــــــــــــــــ*

*ــــــــــــــــ*

*ــــــ*

*

شب که مي رسد به خودم وعده مي دهم
که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت
صبح که فرا مي رسد و نمي توانم بگويم                    
رسيدن شب را بهانه ميکنم

و باز شب مي رسد و صبحي ديگر                       
و من هيچ وقت نمي توانم حقيقت را به تو بگويم
بگذار ميان شب و روز باقي بماند که
چه قدردوست دارم......

چشمانت را براي زندگي مي خواهم

 اسمت را براي دلخوشي مي خوانم

 دلت را براي عاشقي مي خواهم

صدايت را براي شادابي مي شنوم

 دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم

      عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم

                                    و خودت را نيز براي پرستش

 

تو را به دادگاه خواهند کشید. شاید به حبس ابد محکوم شوی.

جزئیات جنایت معلوم نیست.اما.اثر انگشتانت را روی قلبی شکسته یافتند؟؟؟؟؟؟؟

 

* با تو قلب من خوشبخت ترين قلب دنياست ، با تو اين دنيا برايم همان بهشت است!

عزيزم دوستت دارمچون كه در ميان اينهمه عاشقان تو توانستي بماني با قلبم ،

بسازی با احساسم و درک کنی زندگی ام را!

عزيزم دوستت دارم… چون كه اين قلب كوچك و پر از عشق مرا در قلبت طلسم كرده

اي و نگذاشتي هيچ كس ديگر قلب مرا از تو بگيرد !

اينبار با فرياد ، با چشمهاي گريان ، با قلبي عاشق ، با اراده و با احساسي پرا از

دوست داشتن ميگويم كه دوستت دارم تا همه عاشقان فرياد مرا بشنوند و به من

بنگرند و شرمنده شوند

 ألبوم الصور - بوسة. fotosearch 
- ابحث عن صور 
و رسوم و لوحات 
و صورة clipart

* عشق آفرين عشق آفريد تو هم صداقتش را بيافرين. عشق آفرين عشق آفريد تو هم جاودانگيش را بيافرين. عشق آفرين عشق آفريد تو هم قداستش را بيافرين. عشق آفرين عشق آفريد تو هم محبتش را بيافرين. عشق آفرين عشق آفريد تو هم عاشقش را بيافرين

 

 


 

نوشته شده توسط ELNAZ در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 16:47 موضوع | لینک ثابت


منو ببخش اخه دوست دارم.

هر کی به وبلاگم میاد به این وبلاگ هم سر بزنه و نظر بده.میسی

www.2-lovely.blofa.com

 

هيچ كس را نااميد نكن . شاید . امید تنها چیزی باشد که دارد . خدایا تو جانشین همه نداشته هایم

 اگر تنهاترين تنها شوم باز هم خدا هست او جانشين همه ي نداشتن هاي من است!

..::×× وای که چقدر تو رو دوست دارم و میمیرم واسه تو تا همیشه تو قلبمی ××::..

هیچکس و همیشه او

دروغ می گفت:دیگری را دوست می داشت بارها گفتم دوستم داری؟گفت: آری

تا دیری خاموش بودم ولی آخر از پای شکیب افتادم گفتم راست بگو تو را خواهم بخشید

آیا دل به دیگری بستی؟گفت:نه    فریاد زدم:بگو راستش را هرچه هست تو را خواهم بخشید

و از گناهت هر چه سنگین تر باشد خواهم گذشت.عاقبت با آرزوی فراوان پیش آمدو گفت:مرا ببخش دیگری را دوست دارم.گفتم حال

سالها تو به من دروغ می گفتی اینبار هم من به تو دروغ گفتم تو را نخواهم بخشید

 

 Image and video hosting by TinyPic


سحر ميشه ميگم كاشكي كاشكي
تو نازنين دوسم داشتي داشتي
الهي تو غروب عمر من
نباشي قهر باشي آشتي آشتي

دوست دارم آره دوست دارم
دوست دارم به خدا
تو خستگيم، تو راه زندگيم
تو رو دارم به خدا

نماز عشقم به پاي توست
عبادت من چشاي توست
نفس نفس از تو مي كشم
ترانه ي من براي توست

سحر به عشق تو پا ميشم
به عشق تو مبتلا ميشم
قفس اگه بي تو زندگيست
كنار تو از غم رها ميشم

دوست دارم آره دوست دارم
دوست دارم به خدا
تو خستگيم، تو راه زندگيم
تو رو دارم به خدا


 

نوشته شده توسط ELNAZ در شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 12:35 موضوع | لینک ثابت


سلام 2باره

سلام.خواهش می کنم تو قسمت نظرات

 شماره نذارید

چون باعث دردسر من شده و عشق من از

 من ناراحت شده.ممنون.

 

اگر عکس ها باز نشد کلیک راست کرده بعد

 

   SHOW PICTURE

 

را بزنید

 

برای عشقم

توسط:مارمولک خمیری

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوستش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونه تو براش گذاشتی

خیلی سخته

خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفها
می سزونه گاهی قلبو طعم تلخه بعضی حرفها
خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه
چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه

خیلی سخته اون کسی که گفت واسه چشات می میره
بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی

دوستت دارم

 

‌‌B


 

بوسه

 

ای که لبات تنور داغ بوسه..صدات مثل خنده نو عروسه
یه شب برام عروس مهتاب میشی..یه روز مثل غم تو چشام آب میشی
میخوام که با بوسه گل لباتو پرپر کنم..تو آینه چشمای تو اشکمو باور کنم
ای که تنت مثل یه چشمه پاکه..چشمه همیشه همصدای خاکه
من اگه خاکم مثل خاک رودم..سینه خشکم واسه تو هلاکه
میخوام که با بوسه گل لباتو پرپر کنم..تو آینه چشمای تو اشکمو باور کنم
من واسه شهر تو که خیلی دوره..یه جاده ساختم که کفش بلوره
منتظر اسب سفید عشقم ..که کاکلش پر از عقیق نوره
میخوام که با بوسه گل لباتو پرپر کنم..تو آینه چشمای تو اشکمو باور کنم


 

نوشته شده توسط ELNAZ در شنبه پانزدهم تیر 1387 ساعت 13:5 موضوع | لینک ثابت


همیشه باهات هستم (طلا)B

نمی دانم كه اين عشق چگونه بر

 

 كوير خشك قلبم باريد كه دل بی خبرم عاشق شد

 

 و به عشقش می بالد

 
نمی دانم می داند كه با ديدنش می رود از تن و جانم خستگی

 
نمی دانم تا كی عاشق می ماند

 
نمی دانم می داند بدون او بی قرارم ، هيچم ، پيچم

 
نمی دانم می داند در انتظار فردای با او بودنم

 
نمی دانم چگونه سر کنم لحظات بی او بودن را

 
نمی دانم می داند كه هيچگاه عشق واقعی نمی ميرد

 
نمی دانم می داند دوست ندارم در رويای كسی ديگر باشم

 

 

من و با خودت ببر اي تكيه گاه من
خوبه مثل تن تو ، با تو همسفر شدن
من و با خودت ببر من به رفتن قانعم
خواستني هرچي كه هست تو بخواهي من قانعم
چه خوبه مثل سايه همسفر تو بودن
همقدم جاده ها تن به سفر سپردن
 
 

 

از تو گذشتن سخته با تو نبودن درده واسه من
زنده بودنم مرگه بدون تو و عشقت واسه من
وجود من مال تو قلب تو هم مال من عزیزم
رفتن تو مرگه منه دستهای تو تو دستمه
نگو که باید جدا شیم نبود تو نبودمه
بدون تو کم میارم تا پای جون دوست دارم
اگه تو از من جدا شی امید موندن ندارم
واسه با تو بودن زندگیم رو باختم
یه کلبه از عشق واسه تو ساختم من
عاشق تو بودم عاشق تو هستم
درهای دلم رو به روی همه بستم من


زندگیم تا الان همش بوده عذاب و بس
یاد گرفتم که برم جلو عصا به دست
حس میکردم که به انتها رسیده تاقط
خودم رو رها کردم و زدم به سیم آخر
فکر می کردم تموم شده دیگه دوره پاکی
وقتی دیدمت فهمیدم تو این کره خاکی
میشه هنوز دوست داشت و عشق نمرده
فهمیدم اینو زندگیم چشم نخورده
من عشق رو با تو میخوام چون تو دل بقیه مرد
این دل سادم شکست و بخیه خورد
باید که نور این دلم حالا بتابه رو تو عوض نمی کنم
با غریبه یه تار مو تو آدمها دلم شکستنو اینو یادم دادن
که خودم رو قاییم کنم از عالم و آدم
می خوام بیای چون پنها دلم خسته باشی
پس بی تو میدونم زندگیم از هم پاشیدست

رفتن تو مرگه منه دستهای تو تو دستمه
نگو که باید جدا شیم نبود تو نبودمه
بدون تو کم میارم تا پای جون دوست دارم
اگه تو از من جدا شی امید موندن ندارم

من تو با همه فرق داریم اینو خودتم میدونی
اگه تو بری میمیرم تو بگو با من میمونی
دارم از چشمات می خونم که حالا منتظر یه مرده
مردی که همه احساساتش منحصر به فرده
همه دردهای من تو بغض صدامه آره
داستن زندگیم همچنان ادامه داره
ولی بسه تک و تنهای ادامه دادن
می خوام من هم بگم تو آسمون ستاره دارم
غرور رو میذارم کنار پس بزار تو بگیر
که مثل تو پیدا میشه از هزار تا یکی
دل من بدجوری بی تابه بخاطر با تو بودن
تو رو می خوام با تمام وجود و تارو پودم
میدونی کلی منتظر بودم که شبی بهم بگی
از اینجا به بعد تویی واسم شریک زندگیمی
پس حالا میاد روی زمین قلم یاس
بی تو دیگه برام پایان کلمهاست


واسه با تو بودن زندگیم رو باختم
یه کلبه از عشق واسه تو ساختم من
عاشق تو بودم عاشق تو هستم
درهای دلم رو به روی همه بستم من


 

نوشته شده توسط ELNAZ در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 18:53 موضوع | لینک ثابت


===

با لب هام

روی چشم هات

علامت تعجب بگذارم

که هر وقت علامت خطر دید

دلش بوسه بخواهد ؟

گفته بودم چنان دوستت خواهم داشت

که معنی دوست داشتن را

عوض کنند  ؟


 

نوشته شده توسط ELNAZ در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 14:44 موضوع | لینک ثابت


سلام.نظرات کم شده...بازماین پست تقدیم به عزیزم B

این اشغالهایی که میان نظراتشون رو می ندازن اینجا و فکررررر می کنن

اینجا سطل اشغالی

نظرات خودشون رو بریزن تو دهن خودشون بهترین جاست واسه زباله

و

ممنون از اونایی که با نظرات زیباشون خوشحالم می کنن

 

این وبلاگ من وعشقم هست هر کی اینجا میاد به اونوبلاگ هم بره و حتما نظر بده

www.2-lovely.blogfa.com

سلام عزیزترینم.خیلی دوستت دارم ‌‌‌‌‌‌‌خیلی . . .

مصراع نخست: من تو را می بوسم

در مصرع بعد هم تو را می بوسم

ایراد ندارد !به کسی چه!اصلن

شعر خودم است من تو را می بوسم!

بی دغدغه همچنان تو را می بوسم

بی بوسه عزیز!در خودم می پوسم

آنقدر به بوسه ی تو معتادم که

یک قافیه در میان تو را می بوسم

دل می شود از تو قرص با یک بوسه

احوال مرا بپرس با یک بوسه

لبهای تو نسخه ی مرا پیچیدند

صبح و شب و ظهر قرص با یک بوسه


 

نوشته شده توسط ELNAZ در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 17:13 موضوع | لینک ثابت


تقدیم به دلشکستگان عشق


ولنتاین مباااااااااارک

top
Love is swift of foot:Love's a man of war,, And can shoot, And can hit from far

تاریخچه روز ولنتاین

ولنتاین در قرن اول میلادی در روم زندگی می كرد.

در آن زمان روم تحت سلطه پادشاهی جنگجو به نام كلادسیوس بود كه دوست داشت سربازان برای حضور سپاهش در جنگ داوطلب شوند ولی مردها نمیخواستند بجگند، و كلادسیوس این كمبود سرباز را ناشی از سستی مردها در ترك عشق می دانست، پس همه نامزدی ها و ازدواج ها ملغی اعلام كرد، همانطور كه گفته شد ولنتاین كه در آن زمان یك كشیش بود با او به مبارزه برخاست و به همراه ماریوس مقدس عزم خود را جزم كردند تا زوج های جوان را به طور سری به عقد هم درآورند.پس از با خبر شدنِ پادشاه از این قضیه برای سروالنتاین مقدس جایزه تعیین شد و او زندانی شد.وقتی در زندان بود بسیاری از كسانی كه او آنها را به عقد هم در آورده بود به دیدنش رفتند.آنها گل و نامه های محبت آمیز خود را از بالای دیوار زندان پرتاب می كردند. تا اینكه سرانجام در روز 14 فوریه سال 269 قبل از میلاد به قتل رسید.

یكی از ملاقات كنندگان او دختر زندانبان بود، روزها به دیدارش می آمد و چند ساعتی با هم صحبت میكردند

روزی كه قرار بود والنتاین كشته شود نامه ای برای تشكر از دختر زندانبان نوشت كه با جمله در سال 496 بعد از میلاد، پاپ جلاسیوس 14 فوریه را به افتخار او روز ولنتاین نامید. از سالها قبل روز 14 فوریه كسانی كه یكدیگر را دوست داشته اند برای هم هدایای ساده ای چون گل می فرستادند.

 

                                                                                                            top

top

تکيه بر ديوار کردم خاک بر پشتم نشست.

                    دوستي با هر که کردم عاقبت قلبم شکست.

         آن قدر رنجي که دنيا بر دل ما مي کند.

                                        بر دل هر کس کند او ترک دنيا مي کند.

                    با خودم گفتم:که فردا ترک دنيا مي کنم.

هنوز هم فراموشت نکرده ام       
 
بااین که فراموش شده ام
هنوز هم صدایت را می شنوم
با این که صدایم نکرده ای
هنوز هم همه جا می بینمت
با این که به دیدنم نیامده ای
هنوز هم  با عشق تو پا بر جام
با این که خودت را زیر بار عشق دیگری شکسته ای
هنوز هم همان طور مقدس دوست میدارمت
با این که زندگی خود را به تباهی کشانده ای
هنوز هم چشمانی به اشتیاق نگاهت منتظرند
با این که چشم به چشم  دیگری دوخته ای
هنوز هم دلواپس دل نگرانی های توام
با این که از همه ادما بریده ای
هنوز هم نمی توانم گرد غم رو روی صورتت تحمل کنم
با این که شنیده ام خودت را باخته ای
هنوز هم دوست دارم شانه ام تکیه گاهی برای شانه ات باشد
با این که شانه هایم زیر بار این عشق شکسته است
هنوز هم از امید حرف میزنم
با این که تو از زندگی خدا حافظی کرده ای
هنوز هم نمیدانم دست سرنوشت چرا گره دوستی ما را گسست
با این همه میدانم
.من هنوز به تو ایمان دارم و تو..........
 

با تو در تاریکی شبها خوابیدم
تنهای تنها
شراب خوردم
مست شدم
مستی دیگرم را از یاد بردم
به راه افتادم...

حالا به چشم و روزگار سیاهم
خیره که شوی
چیزی نمی یابی جز زنی مست
و مست
و مست
که پای تک تک صفحات گذشته
قی می کند خاطرات خاکستری
و هر آنچه بوده و هست

بیا و بنشین روبروی من
ببین که چه طور قدم می زنم
و فکر می کنم
و دود سیگار را
به آتشش
فوت می کنم

و چیزی در ذهن ندارم که بگویم
و چیزی در دست ندارم که بنویسم
و چیزی ندارم
که به پایت بریزم


 

نوشته شده توسط ELNAZ در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 22:51 موضوع | لینک ثابت


 

داني اولين بوسه جهان چگونه کشف شد؟ در زمان هاي بسيار قديم زن و مردي پينه دوز يک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مر دستهايش به کار بود، تکه نخي را با دندان کند، به زنش گفت بيا اين را از لب من بردار و بينداز. زن هم دست هايش به سوزن و وصله بود. آمد که نخ را از لب هاي مرد بردارد، ديد دستش بند است، گفت چکار کنم؟ ناچار با لب برداشت. شيرين بود


 

نوشته شده توسط ELNAZ در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 20:20 موضوع | لینک ثابت


این پست رو تقدیم می کنم به عزیزترینم. دوستت دارم و همیشه به یادتم

Don't go for looks,

they can deceive

Don't go for wealth

even that fades away.

Go for sum1 who makes u

smile becoz only a smile makes

a dark day seem bright..

دنبال نگاه ها نرو،

ممکنه فریبت بدن

دنبال ثروت نرو

چون حتی ثروت هم یه روزی نا پدید میشه

دنبال کسی برو که باعث میشه لبخند بزنی

چون فقط یه لبخنده که میتونه

باعث بشه یه روز خیلی تاریک، کاملا روشن به نظر بیاد

اهنگ مورد علاقه ی من

 


 

نوشته شده توسط ELNAZ در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 ساعت 18:19 موضوع | لینک ثابت


به چشمانت بیاموز هر کسی ارزش دیدن ندارد

خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام..
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو می‌دید


اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است

خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها 
بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا


خداحافظ، خداحافظ همین حالا
خداحافظ ...                                                TinyPic image

---------------------------------------------------------------------------

 بوسه یعنی حس خوب طعم عشق

 طعم شیرینی به رنگ سادگی

 بوسه یعنی ُ آغازی برای ما شدن

 لحظه ای با دلبری تنها شدن   


 

نوشته شده توسط ELNAZ در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت 12:7 موضوع | لینک ثابت